السيد جعفر السجادي
517
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
و بنابر اين آثار وجودى نفس انسان در غايت ضعف وجودى است و بلكه عبارت از اظلال و اشباح وجودات خارجيهء صادر از خداوند است ، هر چند ماهيتها در هر نوع از وجود محفوظ است ( وجودات خارجى و وجودات ذهنى ) و لذا آثارى كه مترتب است بر وجودات خارجى كه مخلوق حق تعالى است ، بر وجودات ذهنى كه مخلوق نفس انسان است مترتب نيست . مگر پارهاى از اصحاب معارج كه مجرد شده از كالبدهاى انسانى و بشرى بدر آمده باشند ( يعنى اولياء اللَّه ) كه از جهت شدت اتصالشان به عالم قدس قادرند كه عينا امورى را كه وجود خارجى يابند بيافرينند كه داراى همان آثار خارجى باد . در اين باب از ابن عربى شواهد و امثالى آورده است . با توجه به دو مقدمهء بالا ، نظر ملا صدرا در ماهيت وجود ذهنى كاملا روشن مىشود و آن چه در فصول بعد در اين باب آورده است عبارت از ذكر اقوال مختلف است و توضيح در اطراف همين دو مقدمه . ملا صدرا در باب چگونگى ماهيت وجود ذهنى اقوال و آراى گوناگون را نقل و نقض كرده است ما حصل نظر ملا صدرا در باب وجود ذهنى همان توضيحى است كه در دو مقدمه مذكور داده است . وى گويد : نفس نسبت به مدركات خيالى و حسى خود شبيه به فاعل مبدع است و با قبول اين اصل بسيارى از ايراداتى كه فلاسفه بر وجود ذهنى وارد كردهاند خود به خود دفع مىشود ، زيرا همهء اين ايرادات مبنى بر اين است كه نفس محل مدركات باشد و قيام به شىء عبارت از حلول در آن باشد . « 1 » ملا صدرا در شواهد الربوبيه در مسألهء وجود ذهنى پس از نقل قول فخر رازى آن را به سبكى ديگر بررسى كرده است . اشراق دوم : در اشاره به وجود ذهنى ( گروهى از حكما مانند امام فخر رازى اصولا منكر وجود ذهنى و حصول اشياء در ذهن شدهاند و مىگويند علم نفس به اشياى خارجى عبارت است از اشراف و احاطه نفس بر اشياء بدون آن كه صورتى از آنها در ذهن وارد گردد . بعضى ديگر گفتهاند اشياء به حقيقت ذات و ماهيت خويش در ذهن حاصل نمىگردند ، بلكه مثال و شبحى از آنها در ذهن حاصل مىگردد . ولى اعاظم حكما و فلاسفه معتقدند به اين كه ذات و حقيقت اشياء بدانگونه كه در خارجاند به وجودى صورى به نام وجود ذهنى در نفس حاصل مىشوند . پس انسان ذهنى تصورى ، انسانى است واقعى و حقيقى كه با تمامى ذات و ماهيت خود كه عبارت است از حيوان ناطق ، در ذهن موجود گرديده و هيچ فرقى ما بين انسان ذهنى تصورى و انسان خارجى نيست ، به جز اين كه انسان خارجى موجود به وجودى است عينى و منشأ آثار ، و انسان تصورى موجود به وجودى ذهنى با آثارى ديگر . اشراق چهارم : در اشاره به مسلك ديگر در اثبات وجود ذهنى . « 2 » آن طريق اين است كه ما مىتوانيم از اشخاص و افراد مختلف مندرج در تحت نوع واحد ( مانند افراد انسان ) و همچنين از انواع مختلف مندرج در تحت جنس واحد ( مانند
--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 287 . ( 2 ) ترجمه شواهد ، صص 41 به بعد .